تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

شروع جوانی!

    لبریزم ولی جاری نمی شوم...
    یک دنیا حرف دارم ولی نمی توانم پیاده اش کنم...
    تحمل این بار سنگین را شانه های نحیفم  ندارد... روحم تحمل این همه لطف را ندارد...
    استرس دارم ...دلم آشوب است...بعض دارد خفه ام می کند...20 ساله شدم به همین زودی...به همین زودی پا در دنیای جوانی گذاشتم...به همین زودی ...
    کاش الان قم بودم...کنار ضریح حضرت معصومه...
    کاش الان ...
    روبروی شبکه های پنجره های ضریحش چادرم را می کشیدم جلو صورتم و تا می توانستم اشک می ریختم...آخر بوی حرمش بوی حضرت مادر می دهد...و از خودشان می خواستم نقطه ی شروع جوانی هایم دستم را رها نکنند...که در این اشد الازمنه غرق نشوم...اهل کوفه نشوم برای آقای غریبم...
    فقط این که مستحق این همه لطف نبودم...و اگر ساعت ها برایش گریه کنم...کم است...
    خیلی خیلی کم است...
    اولش که تولد 20 سالگی هایم فهمیدم با شهادت حضرت معصومه یکی شده است حالم گرفته شد گفتم وای اخه چرا بهترین سال تولدم باید باشهادت یکی باشه...
    ولی امشب  دارم با تک تک سلول های وجودم از خدای جانم تشکر می کنم برای این همه لطف ...که تولد 20سالگی هایم را ...تولد آغاز جوانی هایم را با نفس های پاک بهترین دختر دنیا رقم زده است...
    با نفس های کسی که به جای زیارت مادر زیارت او را توصیه کرده اند...
    مریم سادات مستحق این همه لطف نبوده است که سر آغاز جوانی هایش بعد از این همه در زدن، کرببلای اربابش برایش نوشته شود...که کمتر از یک ماه بعد از تولدش اربابش بالاخره دعوتش کند...
    از کریمه ی اهل بیت هر چه بخواهین محال است دست رد به سینه ی کسی بزنند...
    خدا نکند...نکند مایه ی ننگ اهل بیت بودن... عملی بر خلاف میل آن ها انجام دادن...یک بد اخلاقی نابه جا...دل شکستن...کم تحملی...کم صبری...غرور الکی...
    ما و جدا شدن از این خاندان خدا نکند...
    مریم سادات در آغاز شروع نفس های جوانییش چه ارزویی غیر ظهور آقای غریبش می تواند داشته باشد... چه آرزویی جز این که آخرین 20دی باشد که بدون نفس های آقایش انقد غربیانه سپری شود...
    .
    .
    .
    در گوشی نوشت: می دونم جبران محبتاتون خیلی بیشتر از این حرفاست...ولی امروز روبروی پنجره ی فولاد از ته ته دلم برای براورده شدن حاجت تمام کسایی که تولدمو تبریک گفتن و نگفتن دعا کردم و...
    .
    .
    میشه گوشه های قلبتون برام دعا کنید...برای شروع جوانی هایم...
    ...

    السلام علیک یا عمة ولی الله...


    این مطلب تا کنون 59 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 19 دي 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : , , , , , , , , , , ,

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز شنبه 29 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55487
  • تعداد مطالب :160493
  • بازدید امروز :398257
  • بازدید داخلی :45081
  • کاربران حاضر :115
  • رباتهای جستجوگر:374
  • همه حاضرین :489

تگ های برتر